عشق بازي در پياده رو !‌

دیوونه بازیااای شِیجی و پسرِ قَر قَر و !!!

 

 

دنبال بهونه بودم واسه دوباره از تو نوشت . نوشتن از دقیقه ها و ثانیه ها و حتی لحظه های ناب ِ عاشقی کردن با تو !‌ دلم قنج میره وقتی با ی ِ کار ِ کوچیک دل ِ مهربونت ُ شاد میکنم و به وجد میای !‌ ضَعف میکنم وقتی از ته ِ دل میخندی ُ ته دلم ُ خالی میکنی ! میترسم ! میترسم تموم بشن این روزا !

این روزا بازار ِ عشق بازی ُ عاشقی داغ ِ‌ داغ ِ !‌  حس ِ مالکیت تموم ِ وجودم ُ پر میکنه وقتی جذبم میشی ! وقتی تو رازم میشی و من سر تا پا نیاز ! پاییزم که دیگه واسه خودش رم کرده و قرار ِ تازییدنش ُ شروع کنه ُ من ُ تو رو دیوونه !‌ 

چقدر دوست دارم این روزا رُ !‌ دوست دارم تک تک ِ این روزها رو + هواش پر کنم تو ریه هام ! کاش میشد این روزها رو سر بکشم ! توی ِ این هوا تموم ِ خاطرات ِ سه پاییز مرور میشه برام !‌ سه پاییز عشق بازی زیر بارون کم چیزی نیست !

توام که قربونت برم کم نمیزاری !‌ هرشب دیوونه م میکنی ُ منم که بقول ِ خودت تا بم دست میزنی تب ِ عشق میگیرم !‌

 داغ میکنم !‌ می فهمی ؟!

* این هفته تک تک ِ  شباش قشنگ بود !‌ قشنگ ُ زلال !  روزا غر میزدم و غر میزدم و غر   میزدم و شبا آرومم میکردی !

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٦/٧ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٤ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

تو رو پیدا میکنم دورت میگردم !

حتی یک لحظه فراموشت نکردم !

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٧ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٥/۱۱ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

زنگ زده ! یاسین تو بغلش ِ !‌حالا یاسین کیه ؟! داداش کوشولوی ِ دو ماه ش ‌! آخ چقد قشنگ ِ وقتی که اصلاً فکرشم نمیکنم بم بزنگه می زنگه !‌ داره با یاسین بازی میکنه !‌ میخنده و من اینور ضعف میکنم واسه خندیدناش‌!‌ یکی قربون اون میره یکی قربون ِ من !‌ به داداشیش میگه زن داداش ... و من دیگه هیچی نمی فهمم ! دلم میخواست داد میزدم عاشقتم دیوونه !‌ خدا ؟! کی میرسه اون روزی که کوچولوی خودشو تو بغلش بگیره و قربون صدقه ش بره !‌ خدا می شنوی ؟! اشکامو میبینی !؟ میدونی چقد دلتنگشم ؟! میدونی چقد بش وابسته ام ؟! میدونی دلم بهونش و میگیره ؟! میدونی چقد ماه ِ ؟! میدونی من چقد دوسش دارم ؟! میدونی اگه قرارِ مردی تو زندگیم باشه فقط میخوام اون باشه ؟! میدونی فقط اونو میخوام ؟!‌ خدا من چقد اشک بریزم !‌ تا کی بگم دلم واسش تنگ شده ! خدا چرا نگام نمی کنی ؟!‌ خدا جونم میبینی منو ؟! به کی بگم دلم خیلی گرفته !‌به کی بگم خوشگل کردم واسش و زل زدم به عکسش !‌ خدااا ! دارم دق میکنم ! فقط یک مین آغوشش و میخوام !‌تو رو به بزرگیت قسم منو به اون برسون !‌ دارم از بین میرم !

الهی قربونت برم !‌خیلی دوسِت دارم تو رو !

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٥/٥ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٥/۳ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٥/۳ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ توسط نفسِت ! نظرات () |


Design By : Night Skin